جمال الدين محمد الخوانساري
382
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
هر كه تعمّق كند وبته رود در تفكر كند نشود بسوى حق ، يعنى در ادراك حق در هر باب ورسيدن بسوى آن ، وممكن است كه ترجمهء « لم ينب إلى الحقّ » اين باشد كه دورى نكند بسوى حقّ يعنى از رفتن بسوى حقّ . 8853 من كثر مراؤه بالباطل دام عماؤه « 1 » عن الحقّ . هر كه بسيار باشد جدل كردن أو بباطل دايم باشد كورى أو از حق . 8854 من هاله ما بين يديه نكص على عقبيه . هر كه بترساند أو را آنچه پيشروى اوست برگردد بر پاشنههاى خود ، چون كسى كه برگردد از جائى كه مىرفته باشد بسوى آن برميگردد بر پاشنههاى خود وبرميگرداند آنها را ، شايع شده استعمال « برگشتن بر پاشنهها » در هر برگشتن از چيزى ، وبنا بر اين ممكن است كه مراد اين باشد كه : هر كه بترسد از آنچه پيشروى اوست از عذاب وعقاب گناهان در قيامت ، البتة بر مىگردد از آنها ، پس كسى كه برنگردد از آنها اين نشان اينست كه أو را خوف وترسى نباشد از آنها ، وممكن است كه مراد ترغيب بر دليرى در حرب باشد واين كه بايد كه دليرانه رفت وترس را بخود راه نداد كه همين كه كسى ترسيد برگردد بر پاشنههاى خود ، يا اين كه مراد تعليم سركردگان جنگ باشد باين كه مردمى را كه دانند كه ترسناكند بمبارزت نفرستند كه ايشان برگردند بر پاشنههاى خود وباعث جبن بلكه هزيمت ديگران نيز مىشود . 8855 من عمى عمّا بين يديه غرس الشّكّ بين جنبيه . هر كه كور باشد از آنچه پيشروى أو باشد بكارد شكّ را ميانهء پهلوهاى خود ، ممكن است كه مراد ظهور ووضوح امر قيامت باشد واين كه آن بمرتبهايست
--> ( 1 ) كذا ممدودا بخطّه الشريف صريحا وگويا بايد مقصور باشد ( رجوع شود بكتب لغت ) واين حديث در هيچيك از دو نسخهء چاپى در اين مورد نيست ( رج ص 329 چاپ هند وص 213 چاپ صيدا ) .